سيد جلال الدين آشتيانى
803
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
عرش و قلب انسان است ، حضرت رسالت پناه فرمود : « قلب المؤمن عرش الرحمن » . هر لحظه حق در دل مؤمن تجلى مخصوصى مىنمايد . كمالات رحمانى و ظهور حق در دل مؤمن ، باعتبار آنكه برزخ بين غيب و شهادت است ، متنوعتر از ظهور حق در عرش عالم آفاق است . قلب مؤمن ، حاوى احكام وجوب و امكان و غيب و شهادت است . بنا بر اين ، دل ، عرش اعظم است « 1 » . قلب انسان به مقتضاى خبر بلاغت اثر ، « قلوب العباد بين اصبعين من اصابع الرحمن ، يقلبه كيف يشاء » ؛ دائما در حركت و قلب و انقلاب است ؛ بلكه به اعتبارى قلب مؤمن « 2 » ، مركز عرش است و ظهور صور در عرش ، ناشى از ظهور حقايق در
--> ( 1 ) . انسان بعد از طى مراتب طبع و نفس و عقل ، به مرتبهء قلب مىرسد . منزل بعد از مقام قلب ، مقام روح و منزل بعد از روح ، سرّ و منازل بعد از اين دو ، منزل خفى و اخفى است . گويا بمقامات و مراتب بعد از قلب ، نيز قلب اطلاق شده است . ولى بحسب اصطلاح ، قلب به لطيفهء چهارم انسانى از لطائف سبع اطلاق كردهاند . عرش ، بمعانى و مصاديق مختلفى اطلاق شده است . مصداق اعلاى آن حقيقت ولايت محمديه است ، كه مظهر اسم الله ، بلكه متحد با اين اسم اعظم است . اول ظهور اين حقيقت در مقام خلق ، عقل اولست ، كه يكى از مصاديق عرش بشمار مىرود و عقل اول واسطهء در تسطير و ترقيم حقايق امكانى و نقوش انيات و ذوات جائزات است . و اين عقل ، مرتبهاى از مراتب حقيقت محمديه است ، و اين حقيقت بحسب باطن وجود ، متحد با اولياء محمديين است . به همين جهت ، يكى از القاب شامخهء حضرت ولايتمدار على « ع » ميزان اعمال ، و معلم ملائكه ، و در برخى از آثار ، معلم جبرئيل است . در زيارت آمده است : « السلام عليك ايها الميزان الاعمال » . مائيم ستون سقف مينا * مائيم مدار جمله اشياء مائيم محيط مركز دور * پرگار وجود در همه طور سلطان سرير قاب قوسين * مائيم و طفيل ما است كونين همانطورىكه بيان كرديم ، عرش ظاهرى ، بلكه مراتب و مصاديق عرش ، مثال و مرآت عرش معنوى و حقيقت كلى انسان محمدى است . وجههء ظاهر آن ، عالم و وجههء باطن آن ، غيب هويت حق است ، كه از آن بوجه خاص تعبير نمودهاند ، و وسايط و علل متوسطهء از آن مقام منيع ملقى است . « و اعلم : ان تعقل وجه الخاص الذى ذكره العرفاء الشامخون ، يتوقف على مسألة الوحدة في الوجود و قد اقمنا البرهان عليه في كتبنا » . ( 2 ) . كنايه از اينكه ، اگر كسى بخواهد حق را شهود نمايد ، بايد بمقام قلب برسد ، و حقايق عالم را در خود شهود نمايد ، و حق را به عين قلب نامتناهى و صرف ، شهود نمايد . قلب المؤمن عرش اللّه الاعظم و مقر